موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: چهارشنبه هفتم اسفند 1392

حدیث (1) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

لا تَزالُ اُمَّتى بِخَيرٍ ما تَحابّوا وَاَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَكاةَ وَقَروا الضَّيفَ... ؛

امّتم همواره در خير و خوبى اند تا وقتى كه يكديگر را دوست بدارند، نماز را برپا دارند، زكات بدهند و ميهمان را گرامى بدارند...

 امالى طوسى، ص 647، ح 1340
 

حدیث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَلصَّلاةُ مِفتاحُ كُلِّ خَيرٍ؛

نماز كليد همه خوبی هاست.

الفردوس، ج 2، ص 404، ح 3796

حدیث (3) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَوَّلُ الوَقتِ رِضوانُ اللّه وَوَسَطُ الوَقتِ رَحمَةُ اللّه وَآخِرُ الوَقتِ عَفوُ اللّه ؛

نماز در اول وقت خشنودى خداوند، ميان وقت رحمت خداوند و پايان وقت عفو خداوند است.

سنن الدار قطنى، ج 1، ص 201، ح 974

حدیث (4) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَيُّهَا النّاسُ اِنَّ المُصَلّى اِذا صَلّى فَاِنَّهُ يُناجى رَبَّهُ تَبارَك وَتَعالى فَليَعلَم بِما يُناجيهِ؛

اى مردم همانا نمازگزار هنگام نماز با پروردگار بزرگ و بلند مرتبه اش مناجات مى كند، پس بايد بداند چه مى گويد.

مسند ابن حنبل، ج 2، ص 129

حدیث (5) امام على عليه السلام :

لَو يَعلَمُ المُصَلّى ما يَغشاهُ مِنَ الرَّحمَةِ لَما رَفَعَ رَأسَهُ مِنَ السُّجودِ؛

اگر نمازگزار بداند تا چه حد مشمول رحمت الهى است هرگز سر خود را از سجده بر نخواهد داشت.

غررالحكم، ج 5، ص 116، ح 7592

 

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: چهارشنبه هفتم اسفند 1392

حدیث (1) امام صادق علیه السلام:

مَن رَجَعَ مِن مَكَّةَ وَ هُوَ يَنوِى الحَجَّ مِن قابِلٍ زيدَ فى عُمرِهِ ؛

هر كس از مكّه بر گردد و تصميم داشته باشد كه سال بعد هم به حجّ برود، بر عمرش افزوده مى‏شود.

كافى، ج 4، ص 281، ح 3

حدیث (2) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله:

اِعلَموا اَنَّ اللّه‏َ تعالى قَد فَرَضَ عَلَيكُم الجُمُعَةَ فَمَن تَرَكَها فى حَياتى وَ بَعدَ مَماتى وَ لَهُم اِمامٌ عادِلٌ اِستِخفافا بِها وَ جُحودا لَها فَلا جَمَعَ اللّه‏ُ شَملَهُ وَ لا بارَكَ لَهُ فى اَمرِهِ اَلا وَ لا صَلاةَ لَهُ اَلا وَ لا زَكاةَ لَهُ اَلا وَ لا حَجَّ لَهُ اَلا وَ لا صَومَ لَهُ اَلا وَ لا بَرَكَةَ لَهُ حَتّى يَتوبَ؛
بدانيد كه خداوند متعال نماز جمعه را بر شما واجب ساخته است پس آنان كه در زندگى و پس از مرگ من، از روى سبك شمردن و يا انكار، آن را ترك كنند، با وجود اين‏كه پيشواى عادلى دارند، خداوند وحدتشان نبخشد و در كارشان بركت ندهد، آگاه باشيد نه زكات، نه نماز، نه حج و نه روزه آنان پذيرفته است. بدانيد كه زندگى آنان بركتى نخواهد داشت، مگر توبه كنند.

عوالى اللالى، ج 2، ص 54، ح 146

حدیث (3) امام باقر عليه‏السلام :

اَلصّيامُ وَ الْحَجُّ تَسْكينُ الْقُلوبِ؛

روزه و حج آرام‏بخش دل‏هاست.

امالى طوسى، ص 296، ح 582

حدیث (4) پيامبر صلى‏ الله ‏عليه‏ و‏ آله :

مَن ضَمِنَ وَصيَّةَ الْمَيِّتِ مِن أمرِ الْحَجِّ فَلا يَعجُزَنَّ فيها فَإنَّ عُقُوبَتَها شَديدَةٌ وَ نَدامَتَها طَويلَةٌ، لا يَعجُزُ عَن وَصيَّةِ الْمَيِّتِ إلاّ شَقىٌّ وَ لا يَقومُ بِها إلاّ سَعيدٌ؛

هر كس وصيت ميت را در كار حج بر عهده بگيرد، نبايد در آن كوتاهى كند، زيرا عقوبت آن سخت و پشيمانى‏اش طولانى است. از وصيت ميت جز بدبخت كوتاهى نكند و به آن جز خوشبخت عمل ننمايد.

جامع الأخبار، ص 159

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: یکشنبه هفدهم دی 1391


ورود به صفحه تلاوت قرآن آنلاین

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: یکشنبه بیست و یکم آبان 1391

 

"الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا"(1)

 

عید غدیر را که در روایات اسلامی به عید الاکبر (بزرگترین عید) تعبیر شده است، می‌توان به بزرگترین عید تمام ادیان الهی تعبیر کرد، چرا که حاصل زحمات تمام فرستادگان الهی، در این روز به نتیجه رسیده است.

آنگاه که نوح نبی (علیه السلام) بر مردم نازل شد، دین خود را به آنها عرضه داشت و فرمود: "خداوند شما را به این دین فرا خوانده است؛ اما بدانید که بعد از من پیامبری خواهد آمد که آیین او کاملتر است، پس به او بگروید و آگاه باشید که کاملترین دین، نزد آخرین فرستاده خداست." همین طور ابراهیم، موسی و عیسی (علیهم السلام) آمدند و به تدریج، دین خدا را کامل نمودند و وعده به کاملترین دین، یعنی دین آخرین رسول الهی، دادند.

حال اسلام بر مردم نازل شده است و دین به آخرین مرحله کمال رسیده و حاصل تلاش تمامی پیامبران الهی در اسلام متجلی شده است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در طول 23 سال با زحمت و تلاش فراوان، آن را به بار نشانده و برابری و برادری را در بین تمام مسلمین جاری نموده است. او اینک برای زیارت خانه معبود رهسپار می‌شود و مسلمین را از هر رنگ و نژاد، برای حجة الوداع که آخرین حج اوست، فرا می‌خواند.

مردم، دوشادوش حضرت، حج بجا‌می‌آورند و آخرین صحبتهای ایشان را از زبانشان می‌شنوند. در راه بازگشت جبرئیل بر حضرت نازل می‌شود: "یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک" پیامبر که به نفاق عده‌ای از همراهان خود از طریق وحی الهی(2) آگاه بود، از برخورد آنان بیمناک شد.

در این هنگام جبرئیل امین برای دومین بار نازل شد: "یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک" رحمة للعالمین (صلی الله علیه و آله و سلم) هراسناک از دلهای مریض و ایمانهای سست تازه مسلمانان، راه تازه‌ای می‌جست که جبرئیل برای سومین بار نازل شد: "یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس"(3)

این چه پیامی است که اگر به مردم ابلاغ نشود، رسالت به انجام نرسیده است؟

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که هم دارای مقام نبوت و هم دارای مقام رسالت می‌باشد، در این آیه با عبارت "یا ایها الرسول" مورد خطاب قرار گرفته‌اند که بیان گر آن است که در اینجا مقام رسالت آن بزرگوار مورد نظر است. از طرفی "فما بلغت رسالته" نشانگر آن است که انجام ندادن این عمل و نرساندن این پیام از طرف خداوند، سبب عدم انجام وظیفه رسالت آن حضرت می‌شود.

در ادامه آیه، خداوند به قلب نورانی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اطمینان می‌دهد و می‌فرماید: "و الله یعصمک من الناس" خداوند تو را از آسیب مردم حفظ می‌کند. مراد از آسیب مردم، آسیب جسمی، مالی و... نیست؛ چرا که پیامبر هیچ گاه در میادین جنگ هراسی به دل راه نمی‌داد و زندگانی آن حضرت، سراسر گواه این مطلب است که در تمامی جنگها، رسول اکرم حتی یک قدم هم به عقب بر نداشت. حتی در جنگ احد بعد از این که به ظاهر، مسلمانان شکست خوردند و سپاه اسلام از هم گسست، آن حضرت همچنان در برابر مشرکین می‌جنگید. به علاوه خداوند نه تنها رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بلکه تمامی رسولان خود را این گونه توصیف می‌نماید: "الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله، کسانی که رسالت خداوند را ابلاغ می‌نمایند و از او می‌ترسند و از هیچ کس غیر او نمی‌هراسند."(4) پس هراس آن حضرت به خاطر آسیب دیدن اصل دین، توسط مردم و به خاطر جهل آنان بود و این، بشارت خداوند برای غلبه بر جهل مردم بود؛ همانگونه که به موسی (علیه السلام) نیز فرمود: "لا تخف انک انت الاعلی"(5)

پس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در موضع غدیر توقف می‌کنند. آنان که جلوتر رفته بودند را فرا می‌خوانند و صبر می‌کنند تا افرادی که هنوز نیامده‌اند به آنان ملحق شوند. پس به بالای بلندی می‌روند و خطبه‌ای ایراد می‌کنند:

"خدای را سپاس می‌گویم و بر بندگی خود و پروردگاری او اقرار می‌کنم. جبرئیل تا کنون سه بار بر من نازل شده است و از جانب پروردگار مرا امر نموده که در این زمین بر پای بایستم و رسالت او را به پایان برم. آیا من ولی شما بر شما نیستم؟" همگان پاسخ دادند:"آری." و حضرت ادامه داد: "آیا من پیامبر و رهبر شما نیستم؟" و باز همه سر به تعظیم خم می‌کنند. آنگاه حضرت دست علی بن ابیطالب (علیه السلام) را گرفته و بلند می‌کند و می‌فرماید: "من کنت مولاه فهذا علی مولاه، هرکه من ولی و سرپرست اویم، پس علی سرپرست و ولی اوست."

سپس مردم در محل خیمه‌ای که به امر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، برپاگشته بود؛ بر علی (علیه السلام) وارد شدند و به ایشان تهنیت گفتند و آن حضرت را امیر المؤمنین خطاب نمودند؛ که مورخین عده آنان را تا 120,000 نفر ذکر کرده‌اند.

که توصیه میکنم حتما بخونید

نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو ----- به منکر علی بگو  نماز را قضا کند !

در آن هنگام این آیه نازل شد: "الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا، امروز کافران از دین شما مأیوس شدند؛ پس، از آنان نترسید و از من بهراسید. امروز دین شما را کامل نمودم و نعمت خویش را بر شما تمام، و برای شما به اسلام به عنوان دین راضی شدم (راضی شدم که اسلام دین شما باشد)."(6)

در قرآن کریم واژه "الیوم و یومئذ" بیشتر برای معاد به کار برده می‌شود؛ ولی در این آیه در باره ظهور امامت به کار رفته است. از آن جایی که قرآن مطالب مهم را با لفظ "الا و الیوم" آغاز می‌کند، معلوم می‌شود که خبر بسیار مهمی در این آیه وجود دارد که دوبار در آن کلمه الیوم استفاده شده است و آن خبر مهم، همانا تعیین سرپرست برای امت اسلامی، پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌باشد.

این اتفاق مهم، باعث مأیوس شدن کفار شد. دشمنان اسلام می‌گفتند: "نتربص به ریب المنون"(7) ما مرگ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را انتظار می‌کشیم تا با مرگ او بساطش برچیده شود؛ چرا که با کتاب و قانون می‌توان مبارزه کرد و آنرا مطابق میل خود و بر خلاف نظر خداوند، تفسیر نمود؛ اما با این رهبر الهی نمی‌توان به مقابله پرداخت. لذا واقعه غدیر خم که ادامه رهبری امت اسلامی را برای شخصی با داشتن خصائص شجاعت، درایت و صبر و پایداری همانند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اعلام می‌دارد، این تنها امید کافران را نیز به یأس بدل کرد؛ و بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جانشینی الهی از جانب خداوند برای ادامه راه او و سرپرستی مسلمین تعیین نمود.

در قسمت بعدی آیه، از کامل شدن دین و تمام شدن نعمت سخن به میان آمده است. منظور از نعمت در این قسمت آیه، نمی‌تواند نعمتهای مادی باشد؛ چرا که نعمتهای مادی هنوز هم جاری هستند و چیزی نیستند که تمام بشوند و هر روز و هر لحظه، از جانب خداوند، بر مخلوقات نازل می‌شوند و نمی‌توان در باره آنها کلمه تمام کردن نعمت از جانب خداوند را به کار برد. پس نعمتی دیگر (و به مراتب بالاتر و مهمتر از نعمتهای مادی) مورد نظر آیه است. بر طبق واقعه غدیر، همانا آن نعمت، چیزی جز نعمت ولایت و امامت نیست. خداوند نیز در قرآن نعمت رسالت و نعمت امامت را به عنوان برترین نعمتهای خویش ستوده و اصطلاح منت (نعمت سنگین و طاقت فرسا که حمل و هضم آن دشوار است) را برای آن دو نعمت به کار برده است. "لقد مَنّ الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم، همانا خدا بر مؤمنین نعمتی سنگین عطا نمود آن هنگام که از بین آنان رسولی را مبعوث کرد."(8) "و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین، ما اراده کردیم که بر آنانی که در زمین ضعیف شمرده شدند، نعمتی سنگین بدهیم و آنان را امام قرار دهیم و وارثان زمین."(9)

و در نهایت اینکه زحمات تمام پیامبران پیش از اسلام و زحمات 23 ساله پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر به بار نشست و حجت خداوند بر انسان تمام شد.

از لحاظ روایی نیز ذکر این نکته ضروری است که در طول تاریخ اسلام، کمتر واقعه‌ای سندی به محکمی سند غدیر دارد. مسعود ابن ناصر سجستانی در کتاب ولایتکده که 17 جلد است این حدیث را از 120 نفر نقل کرده است. محمد ابن جریر طبری در کتاب رد علی الخرقوضیه از 75 طریق، ابن عقده در کتاب ولایت، حدیث را از 125 راوی بیان داشته است. از ابوالمعالی جونی نقل است که او بیان داشته است: "در بغداد در دکان صحاف، کتابی دیدم که روایت غدیر را در آن جمع آوری کرده بود و بر پشتش نوشته شده بود: «جلد 28 از طرق حدیث من کنت مولاه»." سید مرتضی نیز در کتاب شافی بیان داشته است که "ما هیچ فرقه‌ای از فرق اسلامی را ندیده‌ایم که منکر اصل حدیث غدیر باشد." و در نهایت کتاب ارزشمند الغدیر تألیف علامه امینی، جامع‌ترین دائرة المعارف برای اسناد روایت غدیر می‌باشد.

پس بر ماست بزرگداشت این عید بزرگ. در روایتی در صحیح مسلم به نقل از طارق بن شهاب آمده است: جمعی از یهود به خلیفه دوم گفتند: اگر بر ما قوم یهود چنین آیه‌ای نازل می‌شد (الیوم اکملت لکم دینکم و اتتمت علیکم نعمتی) و ما می‌دانستیم که در چه روزی نازل شده است، حتما آن روز را عید قرار می‌دادیم.

 

منابع: الغدیر، تفسیر المیزان، شرح آیت الله جوادی آملی بر ماجرای غدیر، حق الیقین (علامه مجلسی)

پایگاه اسلامی - شیعی رشد

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: یکشنبه بیست و یکم آبان 1391

 

«اِنّما وَلیّکم الله و رسوله والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکاة و هم راکعون»

«ولیّ شما تنها خدا و رسول او و کسانی که ایمان آورده‌اند؛

همان کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع نماز زکات می‌پردازند، می‎باشند.» (سوره مائده، آیه 55)

 

بر طبق بینش اسلامی و بر پایه حکم عقلانی، آدمی مأمور به تبعیت و اطاعت همه جانبه از خالق خویش و پروردگار جهان است؛ چرا که انسان از ساعات و یا حتی دقایق بعدی عمر خویش آگاه نیست و در جزئی‌ترین امور، نیازمند خداوند است؛ اما در مقابل، خداوندی که او را خلق نموده، حتی بر کوچکترین اسرار وجودی مخلوق خود واقف است و مقصد و منتهای حرکت او را نیز می‌‌داند. لذاست که عقل بشر، او را به درگاه او رهنمون می‌‌سازد؛ چرا که علاوه بر این مطالب، او بی‌نیاز مطلق و غنی در تمام امور است و به مخلوقات خود کمترین نیازی ندارد، لذا جز خیر آدمی را نمی‌‌خواهد. اما این اطاعت در دیدگاه اسلام و قرآن کریم، تنها به خداوند منحصر نمی‌‌شود. بلکه به امر الهی و فرمان خداوند، یک مسلمان باید از وجود مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم (علیهم السلام) نیز پیروی و تبعیت نماید. بنا بر این نگرش، تبعیت به طور مطلق و بدون قید و شرط تنها مختص خداوند است و بر طبق فرمان اوست که ما مأمور به اطاعت و پیروی از رسول اکرم و امامان معصوم در تمامی امور می‌باشیم. رفتار و گفتار آنان هم در تمامی امور، راهی را که به رضایت پروردگار و سعادت ابدی انسان منتهی می‌‌شود، مشخص می‌‌نماید. به این دلیل که در اعمال و رفتار آنان، هوا و هوس راهی ندارد و آنان به لطف خداوند و عنایت او، معصوم از هر خطا و اشتباه می‌باشند. بر طبق آموزه‌های اسلامی، به جز خداوند و به واسطه او رسول اکرم و امامان معصوم، آدمی نباید در برابر هیچکس و یا هیچ چیز دیگر به طور مطلق و بدون قید و شرط، مطیع و فرمانبردار باشد. منشأ آغازین اطاعت از خداوند و معصومین (همان گونه که ذکر گردید)، عقل بشری است؛ اما در ادامه و همراه با عقلانیت آدمی، این رابطه محبت نسبت به پروردگار است که آنرا تکمیل می‌‌کند. آن هنگام که انسان قدری بیشتر می‌‌اندیشد، خود را در دریای لطف و نعمتهای الهی غرق می‌‌بیند. او می‌یابد هر چه که دارد همه از خداوند است و علیرغم ناسپاسی‌های فراوان آدمی، نه تنها لطف و مهربانی او قطع نگشته بلکه لحظه به لحظه نیز ادامه دارد. بنا بر این هر چه بیشتر سعی می‌‌نماید تا در مسیر اطاعت چنین پروردگار مهربانی، گام بر دارد. مسیری که جز به کمال و سعادت او، به چیز دیگری ختم نمی‌‌گردد.

حقیقت و مفهوم کلی ولایت نیز که در دیدگاه اسلامی تبیین می‌شود، چیزی خارج از اطاعت و پیروی از خداوند و معصومین نمی‌باشد. از سوی دیگر رابطه میان مسلمانان و شیعیان با نبی اکرم و تک تک ائمه معصومین، رابطه‌ای بسیار عمیق و دو طرفه است. طرف اول این رابطه از پیامبر اکرم و ائمه آغاز می‌گردد. آنان چنان مهربانی و شفقتی نسبت به فرد فرد مسلمین دارند که کوچکترین ناراحتی و اندوه یک مسلمان، باعث رنجش خاطر آنان می‌گردد. (که شواهد بسیاری از آن در متون اسلامی موجود می‌‌باشد.) اما در طرف دیگر، مسلمانان نیز به خاطر جمع بودن مکارم اخلاقی و کمالات روحانی در وجود معصومین، از صمیم جان به آنان عشق می‌‌ورزند. این رابطه عمیق آنچنان تبعیتی را رقم می‌‌زند که مسلمانان نه تنها در برابر کلام و رفتار امام و ولی خویش مطیع و فرمانبردار هستند، بلکه حتی در ذهن خویش نسبت به آن کوچکترین دغدغه‌ای احساس نمی‌‌نمایند.

در قرآن کریم (که کلام خداوند و نازل شده از جانب اوست)، دلایل متعددی در جهت اثبات مقام ولایت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام علی (علیه السلام) ـ امام اول ـ از جانب خداوند وجود دارد. اما ولایت سایر ائمه بنا بر ابلاغ رسول اکرم از جانب خداوند تأیید می‌‌گردد.

ما در این حال به بررسی و دقت و تأمل در یکی از آیات شریفه قرآن می‌پردازیم که در آن مسأله ولایت بر مؤمنین مطرح شده و این مقام علاوه بر خداوند، برای رسول اکرم و امام علی (علیه السلام) اثبات گشته است. به همین منظور ابتدا به بررسی کلمات(1) به کار رفته در این آیه به صورت مجزا می‌پردازیم، و سپس به شأن نزول آیه اشاره می‌نماییم و در پایان فرازهای مختلف آیه را هر چه بیشتر مورد دقت و توجه قرار می‌دهیم.

 

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391

برخي از آيه هايي که در آن ها به علي (ع)اشاره شده است به شرح زير است :

آیه لیلة المبیت

بت شكن

آیه اطعام

محبوب ترین خلق خدا

آیه نجوی

نشانه نفاق

آیه خیر البریة

شباهت به هارون علیه السلام

آیه اذنٌ واعیة

 

مقدمه

پرداختن به مبحث مناقب و فضایل امیرالمؤمنین علی علیه السلام از این رو اهمیت دارد كه آدمی را به پیروی و اطاعت از چنین شخصیت والا و ممتازی برمی انگیزاند، چرا كه هر فطرت پاكی خواهان فضیلت و دوستدار حقیقت است. كسی را كه دارای فضیلت و كمال باشد، بر هر كس دیگری كه از فضیلت تهی است، ترجیح می دهد. اگر فردی را همواره بر مدار حق ببیند و حق را نیز بر مدار او بیابد، سر به آستانش می ساید و دل و دین به او می سپارد و پیروی او را بر می گزیند تا رنگی و نشانی از او گیرد. خداوند در قرآن می فرماید:

 

... أفَمَنْ یهْدی اِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ اَنْ یتَّبَعَ اَمَّنْ لایهِدّی اِلا اَنْ یهْدی فَما لَكُمْ كَیفَ تَحْكُموُنَ.(1)

آیا آن كسی كه به سوی حق هدایت می كند سزاوارتر است پیروی شود، یا آنكه خود راه یافته نیست و راه را نمی یابد مگر آنكه راهنمایی و هدایت گردد؟ پس شما را چه

می شود؟ (كه حقیقتی به این روشنی را در نمی یابید)، چگونه داوری می كنید؟

مسلماً فردی كه راه یافته و هدایت شده است، برای پیروی و اطاعت سزاوارتر و شایسته تر از كسی است كه بهره ای از كمال ندارد و خود نیازمند هدایت و راهنمایی است.

امّا راه یافتگان و هدایت شدگان را چگونه می توان شناخت؟ كسی كه خود ناقص است و نیازمند هدایت، چگونه می تواند انسان كاملی را كه راه یافته وراهبر است، بشناسد و به دیگران معرفی نماید؟ ایا شایسته نیست كه معرّفی او از سوی فرد آگاه و خبیر دیگری كه به كمال او نیز واقفیم، انجام گردد؟ مسلّماً چنین است. بنابراین سزاوار است كه شخصیت برجسته و ممتاز امیرالمؤمنین علیه السّلام از سوی مقامی معرفی گردد كه خود برتر وكاملترین باشد و بر او احاطه كامل دارد، و آن نیست مگر خداوند كه آفریدگار اوست و یا رسول اللّه صلّی اللّه علیه وآله كه پرونده اوست و بر تمام ویژگیها و كمالات وی آگاه است.

بدین سان برای درك فضیلت و شناخت شخصیت مولا(علیه السلام) ابتدا به منبع وحی یعنی قرآن كه سراسر بیان خداست رجوع می كنیم. خداوند در قرآن فضیلت ها و برتری های آشكاری از آن حضرت را بیان داشته است. سپس به منبع دیگری كه با وحی مرتبط است، یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله مراجعه می نماییم. رسول خدا صلی الله علیه و آله هم به مناسبت نزول ایتی از ایات قرآن یا به هنگام بروز حادثه ای مهم، از ویژگیهای آن شخصیت ممتاز یاد كرده و منقبتی از او مطرح نموده است و بیان آنها را نیز عبادت شمرده است. آنجا كه می فرماید:

ذِكرُ علی عِبادَةٌ(2)

یاد علی، عبادت و بندگی خداست.

 

.

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391

1- پايگاه حوزه
متن كامل كتابهاى متعددى در زمينه‏هاى مختلف علوم اسلامى
زبان: فارسى
نشانى: www.hawzah.net/Per/K/Index.htm

2- پايگاه آية الله تبريزى
متن كامل بسيارى از تاليفات آية الله شيخ جواد تبريزى
زبان: عربى
نشانى: www.tabrizi.org/html/bo/bo.htm

3- پايگاه آل البيت
معرفى كتابخانه‏هاى اسلامى در ايران، متن كامل تعداد قابل توجهى از كتابهاى اسلامى با موضوعات گوناگون و متن كامل كتابهاى تخصصى عقايد شيعه، تفسير و علوم قرآن و
كتابهاى حديث.
زبان: فارسى، عربى، انگليسى
نشانى: www.al-shia.com

5- پايگاه الكوثر
داراى كتابهاى زيادى‏در زمينه‏هاى مختلف علوم اسلامى با ارائه سه فهرست كتب،
موضوعات و مولفين.
زبان: عربى
نشانى: www.al-kawthar.com/maktaba

6- كتابخانه‏كنگره آمريكا
زبان: انگليسى
نشانى: www.loc.gov

7- كتابخانه پايگاه رافد
متن‏كامل تعداد قابل توجهى ازكتابهاى مفيد در زمينه‏هاى مختلف قرآن، حديث، عقائد، فقه، اصول،
اخلاق، تاريخ، سيره، شعر ودعا.
زبان: عربى، انگليسى
نشانى كتابخانه عربى:www.rafed.net/books/book-a.html
نشانى كتابخانه انگليسى: www.rafed.net/books/other-lang.html

8- كتابخانه عقائد
متن كامل تعداد بسيارزيادى از كتابهاى مفيد اسلامى وشيعى در خصوص اعتقادات شيعه، تاريخ
اسلام و اهل بيت وموضوعات متفرقه ديگر.
زبان: عربى
نشانى: www.agaed.com

9- كتابخانه علوم اسلامى
متن كامل تعداد بسيارزيادى از كتابهاى مختلف در زمينه‏هاى علوم قرآنى، تفسير، حديث، فقه،اصول، تراجم، رجال و علوم لغت عربى .
زبان: عربى
نشانى: www.uofislam.com/uofislam/maktaba/maktaba.html

10- كتابخانه فارسى پايگاه امام على عليه السلام
متن كامل بيش از 65 جلد كتاب، كتاب شناسى حضرت على عليه السلام و نهج البلاغه، خلاصه پايان نامه ها راجع به امام على و اهل بيت عليهم السلام، خلاصه كتاب و معرفى نرم افزار
زبان: فارسى
نشانى: www.imamalinet.net/k/index.htm

11- كتابخانه عربى پايگاه امام علي عليه السلام 
متن كامل بيش از 100 جلد كتاب درباره نهج البلاغه و امام على، خلاصه معرفى كتاب درباره امام على عليه السلام
زبان: عربي
نشانى: www.imamalinet.net/AR/k/index.htm

12- كتابخانه انگليسى پايگاه امام على عليه السلام 
متن كامل 14 جلد كتاب درباره امام على عليه السلام، غدير و نهج البلاغه همراه با معرفى كتاب درباره امام على عليه السلام و نهج البلاغه
زبان:
نشانى: www.imamalinet.net/en/k/index.htm

13- كتابخانه پايگاه مؤسسه دايرة المعارف فقه اسلامى 
متن كامل بيش از 70 جلد كتاب درباره علوم اسلامى، عقايد و اهل بيت عليهم السلام
زبان: عربي
نشانى: www.islamicfeqh.org/books-a.htm

14- كتابهاى آيت الله سيد محمد شيرازى (عربى) 
متن كامل كتابهاى آيت الله سيد محمد شيرازى در موضوعاتى چون: تفسير، علوم قرآن، حديث، ادعيه، تاريخ، عقايد، فقه و اصول، فرهنگ اسلامى، اخلاق و سلوك، كلام و فلسفه، اديان و ديگر موضوعات سياسى، اجتماعى و اقتصادى·
زبان: عربي
نشانى: www.alshirazi.com/compilations/compilations.htm

15- كتابهاى آيت الله سيد محمد شيرازى (انگليسى) 
ترجمه انگليسى بيش از 13 جلد از كتابهاى آيت الله سيد محمد شيرازى·
زبان: انگليسى
نشانى: www.shirazi.org.uk/Books.htm

16- كتابهاى پايگاه نصر الله 
متن كامل برخى از كتابهاى امام خمينى(ره)، آيت الله خامنه اى و امام موسى صدر·
زبان: عربي
نشانى: www.nasrollah.net

17- كتابخانه پايگاه امام رضا عليه السلام 
شامل كتابهايى درباره اهل بيت عليهم السلام، قرآن، نهج البلاغه و صحيفه سجاديه·
زبان: عربي
نشانى: www.emamreza.net/arabic/index.htm

18- كتابخانه پايگاه الاسلام (انگليسى) 
متن كامل تعداد بسيار زيادى از كتابهاى اسلامى در موضوعات قرآن، اهل بيت، عقايد، اقتصاد، اخلاق، تاريخ، حقوق، فقه، كلام و مباحث اجتماعى بهمراه مقالات و سخنرانيهايى در موضوعات بالا·
زبان: انگليسى
نشانى: www.al-islam.org/index

19- كتابخانه پايگاه الاسلام (عربى) 
كتابهايى درباره اهل بيت عليهم السلام، نهج البلاغه صحيفه سجاديه و···
زبان: عربي
نشانى: www.al-islam.org/arabic

20- كتابخانه پايگاه بلاغ 
شامل متن كامل بيش از 15 كتاب درباره اهل بيت عليهم السلام
زبان: فارسى
نشانى: www.balagh.net/persian/pro_ahl/16/index.htm

21- كتابهاي پايگاه بازى كن و بيازموز
كتابهايى درباره معارف دين، اهل بيت عليهم السلام و ياران نزديك اهلبيت و همچنين داستانهايى درباره اهل بيت براى نوجوانان·
زبان: انگليسى
نشانى: www.playandlearn.org/Books/index.htm

22- كتابخانه پايگاه الولاية
كتابهاى امام خمينى و آيت الله خامنه اى كتابهايى درباره امام خمينى (ره)
زبان: عربي
نشانى: www.imamalinet.net/k/index.htm

23- صحيفه نور
متن كامل تمام مجلدات صحيفه نور امام خمينى (ره)
زبان: فارسى
نشانى: www.imam-khomeini.org/farsi/main/main.htm

24- كتابخانه پايگاه آيت الله مكارم شيرازى
متن كامل برخى از كتابهاى آيت الله مكارم شيرازى در سه زبان·
زبان: عربي, فارسى, انگليسى
نشانى: www.makaremshirazi.org/books/downfarsi.htm

25- كتابهاى اسلامى پايگاه نور الاسلام
متن كامل تعداد قابل توجهى از كتابهاى اسلامى در موضوعات اسلام، عقايد، اهل بيت عليهم السلام و···
زبان: انگليسى
نشانى: www.imamalinet.net

26- كتابخانه اسلامي اهل بيت
دسته بندي موضوعي نشاي هاي مربوط به اهل بيت در گزينه هاي ذيل :كتابخانه اسلامي اهل بيت , پيامبر اسلام, اهل بيت , صحابه, اسلام , علما, قدس و مقاومت, شعر و قصيده و متقرقه كه در هر گزينه تعداد قابل توجهى نشانى وجود دارد .
زبان: انگليسى
نشانى: www.geocities.com/ahlulbayt14/index1.html

27- كتابخانه اسلامي اهل بيت
دسته بندي موضوعي نشاي هاي مربوط به اهل بيت در گزينه هاي ذيل :كتابخانه اسلامي اهل بيت , پيامبر اسلام, اهل بيت , صحابه, اسلام , علما, قدس و مقاومت, شعر و قصيده و متقرقه كه در هر گزينه تعداد قابل توجهى نشانى وجود دارد .
زبان: انگليسى
نشانى: www.geocities.com/ahlulbayt14/index1.html

29- پايگاه الكتاب 
تعداد قابل توجهى كتاب در موضوعاتى همچون قرآن, علوم قرآنى, حديث , اخلاق, عقايد, تاريخ ,ادبيات, قرهنگ , فقه واصول به همراه توضيحى مختصر براى هركدام
زبان: عربى
نشانى: http://almasder.domainvalet.com/index1.html

29- فروشگاه كتاب الفقيه
شامل فروش كتاب, پوستر و ...ازموضوعات كتابها مي توان به كتب تفسيري , ففهي , فرهنگي , تاريخي , كودكان مي توان اشاره كرد
زبان:
نشانى: www.efaqeeh.com

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391

آثار اسلامى مكه و مدینه‏
جعفریان، رسول‏

آداب و احكام حج‏
خمینى(امام)روح الله‏

آشنائى با سوره‏ها
محدثى جواد

آشنائى با علوم اسلامى 1
مطهرى، مرتضى‏

آشنائى با علوم اسلامى 2
مطهرى، مرتضى‏

آشنائى با علوم اسلامى 3
مطهرى، مرتضى‏

آشنائى با قرآن 1
مطهرى،مرتضى‏

آشنائى با قرآن 2
مطهرى،مرتضى‏

آشنائى با قرآن 3
مطهرى،مرتضى‏

آشنائى با قرآن 4
مطهرى،مرتضى‏

آشنائى با قرآن 5
مطهرى،مرتضى‏

آشنائى با قرآن 6
مطهرى،مرتضى‏

آشنائى با قرآن 7
مطهرى،مرتضى‏

آشنائى با قرآن 8
مطهرى،مرتضى‏

آقا بزرگ تهرانى‏
آموزش فلسفه ج 1
مصباح یزدى،محمدتقى‏

آموزش فلسفه ج 2
مصباح یزدى، محمدتقى‏

آیین همسردارى‏
امینى،ابراهیم‏

ابوالاسود دوئلى فى المیزان‏
المنصور، محمد

احكام اعتكاف‏
فلاح‏زاده، محمدحسین‏

احكام جوانان‏
اكبرى، محمد

احكام مسجد(فقه زندگى‏1)
فلاح زاده، محمد حسین‏

احكام نماز
وحیدى، محمد

اخلاق در قرآن 1
مكارم شیرازى، ناصر

اخلاق در قرآن 2
مكارم شیرازى، ناصر

اخلاق معاشرت‏
محدثى، جواد

ادراك حسى از دیدگاه ابن سینا
فعالى، محمد تقى‏

از ساحل به دریا
محدثى، جواد

ازژرفای نماز
آیة‏الله خامنه ای

استقامت‏
صدر، سیدرضا

اسلام و مقتضیات زمان ج 1
مطهرى، مرتضى‏

الاصفى 2
فیض كاشانى، مولى محمد محسن‏

المسیح فی القرآن
الهى‏نامه
حسن‏زاده آملى

اصول فلسفه و روش رئالیسم
مطهرى، مرتضى‏

اعتقاد ما
مكارم شیرازى‏

اماكن زیارتى و سیاحتى عراق‏
قمى، محمد رضا

امیر المؤمنین اسوه وحدت‏
شرى محمد جواد

اهل بیت در آیه تطهیر
مرتضى عاملى، سید جعفر

بامداد اسلام‏
زرین كوب عبدالحسین‏

بانوى كربلا(حضرت زینب علیهاالسلام)
بنت الشاطى، دكتر عایشه‏

بیدارگران اقالیم قبله‏
حكیمى، محمد رضا

بررسى تطبیقى مفهوم ولایت مطلقه فقیه
كعبى ، عباس

پرتوى از اسرار نماز
قرائتى، محسن‏

پیرامون انقلاب اسلامى‏
مطهرى مرتضى‏

پیشواى دوم
پیشواى سوم
پیشواى ششم
پیشواى هفتم
پیشواى هشتم
تاریخ اسلام از آغاز تا هجرت‏
دوانى، على‏

تاریخ الادب العربی
کاتب، علاء حسین

تجلى و ظهور عرفان نظرى‏
رحیمیان، سعید

تجلیات معنوى در هنر اسلامى‏
مددپور، محمد

تعلیم و تربیت در نهج البلاغه‏
زهادت، عبدالمجید

توضیح المسائل‏
خمینى(امام)، روح اللّه‏

چهار كتاب اصلى علم رجال
آیة‏الله خامنه ای

چهل حدیث غدیر
شریفى محمود

چهل حدیث(حج)
مهدى‏پور، محمود

حبیب بن مظاهر
محدثى، جواد

حقوق برادران دینى در اسلام
شیخ صدوق (ره)، ترجمه و تنظیم:مجید - پ

حضرت امام خمینىاز دیدگاه رهبرى
مؤسسه فرهنگى قدر ولایت

درآمدى بر شكل گیرى شخصیت جوان‏
درآمدى بر شناخت مسائل زنان
مرتضى، سید خساء

درآمدى بر عرف‏
گلباغى، سوله و جبارى، سید على ‏

درایة الحدیث
مدیر شانه‏چى، كاظم

درسنامه علوم قرآنى‏
جوان آراسته، حسین‏

درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام 1
محلاتى، رسول‏

درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام 2
محلاتى، رسول‏

درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام 3
محلاتى، رسول‏

درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام 4
محلاتى، رسول‏

دروغ‏
صدر، سید رضا

دعاهاى قرآنى
واثقى ، حسین

ذو القرنین در قرآن
امین زارع ، محمدرضا

زن درآیینه جمال و جلال
جوادى آملى

زندگانى تحلیلى پیشوایان(ائمه دوازدهگانه)
ادیب، عادل‏

زندگانى حضرت زهرا(س)
شهیدى سید جعفر

زیارت‏
محدثى جواد

سرزمین اسلام‏
گلى زواره غلام‏رضا

سلمان فارسى استاندار مدائن
صادقى اردستانى، احمد

سید محمد كاظم یزدى فقیه دوراندیش‏
بذرافشان، مرتضى‏

شرح دعاى صباح
خراسانى قوچانى،حسن

الشیخ طوسى مفسرا
خضیر، جعفر

طبایع الاستبداد یا سرشتهاى خودكامگى‏
كواكبى، سید عبدالرحمن‏

طهارت اهل كتاب و مشركان‏
زمانى، محمدحسن‏

عاشورا در فقه‏
مرتضوى، سید ضیاء

عشق برتر
محدثى، جواد

علم اخلاق اسلامى
نراقى،مهدى

علوم قرآنى‏
معرفت، محمد هادى‏

فاطمه(س)گلواژه آفرینش‏
دفتر تبلیغات اسلامى، واحد خواهران‏

فرهنگ عاشوراء
محدثى جواد

فقهاى نامدار شیعه‏
عقیقى بخشایشى‏

الفیلسوف الفارسى الكبیر
زنجانى، ابوعبد اللّه‏

كارنامه اسلام‏
زرین كوب عبدالحسین‏

کلمات قصار‏
حضرت امام خمینى

الكل و فرآورده‏هاى آن
وحدتى شبسترى،حسن‏

گامى در مسیر
محدثى، جواد

گام نخستین
حسن رمضانى

ماخذ شناسى قواعد فقهى‏
مركز مطالعات تحقیقات اسلامى‏

مبادى اخلاق در قرآن كریم
آیة الله جوادى آملى

معراج السعادة
ملا احمد نراقى

مجموعه آثار 14
مطهرى، مرتضى‏

مجموعه آثار 16
مطهرى، مرتضى‏

مجموعه آثار 17
مطهرى، مرتضى‏

مجموعه آثار 18
مطهرى، مرتضى‏

مجموعه آثار 19
مطهرى، مرتضى‏

مجموعه سخنرانی: در آمدی بر آزاد اندیشی و نظریه پردازی در علوم دینی - دفتر اول
دبیرخانه نهضت آزاداندیشى و تولید علم

مجموعه گفتگو: در آمدی بر آزاد اندیشی و نظریه پردازی در علوم دینی - دفتر اول
دبیرخانه نهضت آزاداندیشى و تولید علم

مجموعه گفتگو: در آمدی بر آزاد اندیشی و نظریه پردازی در علوم دینی - دفتر دوم
دبیرخانه نهضت آزاداندیشى و تولید علم

مسلم بن عقیل‏
محدثى، جواد

علوم قرآنى
آیة الله محمد هادى معرفت

مراحل اخلاق در قرآن كریم
آیة الله جوادى آملى

ملا فتح اللّه اصفهانى‏
محمدى، محمدعلى‏

مهماندارى در اسلام‏
محمدى، نور مراد

میثم تمار
محدثى، جواد

میرزا جواد آقا ملكى
لقمانى، احمد

نجاشى راوى شناس بزرگ‏
امانى، محمد حسن‏

نهج البلاغه
همراه با تحول اجتهاد
هنر از دیدگاه مقام معظم رهبرى
حضرت آیت الله خامنه‏اى

ولایت فقیه
حضرت آیت الله جوادی

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: پنجشنبه یکم تیر 1391

يكى از مصيبت‏هاى بزرگى كه ابناى بشر، در اين عصر به آن گرفتار هستند، عدم تفكّر در هدف‏گرايى بلند مدّت، براى خود است و علّت آن به بى‏توجهى نسبت حقيقت وجودى‏اش برمى‏گردد. در فكر ساختن دنياى بهتر و گسترش آن بى‏وقفه تلاش مى‏كند ولى انديشه‏اى براى بهتركردن آخرت خويش ندارد . آنقدر غرق در حيات زودگذر خود شده است كه فراموش كرده براى اين‏جا آفريده نشده، بلكه گوهر عظيم خلقت يعنى عقل را گم كرده و به علمِ تا كنار گور بسنده نموده؛ اين وضعيت عمومى آدميان مى‏باشد. اگر در هر يك ميليون انسان يك نفر اين‏گونه نبود، قابل ذكر نيست. گردانندگان پر مدّعاى با تدبير جهان، كه با راه غير عقلانى به حكومت مستند و با ديدِ خود همه چيز را مى‏نگرند، زحمت ذرّه‏اى فكر كردن را به خود نمى‏دهند كه چگونه خود و بردگان تحت سيطره‏ى‏شان را لحظاتى آزاد كنند تا بيرون از زمين را بنگرند و بفهمند بايد به فكر آبادانى بود ولى نه فقط تا آخرين نفس‏ها در اين‏ورِ گورستان بلكه غير از اين‏جا، مكان و جهان ديگرى هست كه آنجا را آن‏گونه كه بايد باشد، لازم است بسازيم؛ گلستان كردن آنجا مهمّ است نه اين كوچستان. تعقّل نكردن، دليلى بر مشغوليّت ذهن و فكر مابه زندگى روزمرّه‏ى تكرارى است . شايد در خبرها شنيده‏باشيد كه در انگلستان از هر ده نفر يك نفر مى‏داند چگونه تخم‏مرغِ آب‏پز تهيه كند ؛ وقتى بشر امروز در كشورى پيشرفته ! حتّى چنين عملى را نداند ، چقدر نسبت مسايل ديگر به‏خود زحمت فكركردن مى‏دهد ؟ انحطاط فكرى و بى‏خِرَدى در جهان، نتيجه‏ى اشتغالِ بی ‏وقفه‏ى انسان ، به آن دسته از امورى است كه عقل آدمى را به بى‏هوشكده‏ى پنهانى سپرده و معلوم نيست كىْ از اين حالت و مُردگى‏متحرّك بيرون مى‏آيد؟

انسان عصر ديجيتال نياز به بيدارى و هوشيارى عقلى به معناى حقيقى آن دارد تا بتواند به‏خود آيد. چون با ديدِ ناقص خود توان پرداختن به موضوع «عقل» را نداشتيم، با استفاده از قرآن و حديث نكاتى را كه ضرورت داشت ،آورده‏ام. اميد است، برگ عيشى براى آخرت ما باشد و با تعقّل و تدبّر به آن‏چه لازم است، بپردازيم .

تعریف عقل  

 

از هر مفهوم ، دو گونه تعریف می توان نوشت : الف) لغوی ، ب) اصطلاحی

 الف) تعریف لغوی 

 در تعریف لغوی ، علی القاعده به فرهنگ های لغات مراجعه می شود . در فرهنگ فارسی واژه ی عقل ، خرد و دانش دریافت تعریف شده است . دریافت اشیا از حسن و قبح ، کمال و نقص و خیر و شرّ معنای لغوی عقل است . در فرهنگ فارسی عقل را معادل خرد و دانش می دانند .

 در فرهنگ عربی مفهوم عقل نقیض « جهل » و ضدّ « حمق » و در معانی زیر آمده است :                                                  « الحجر » عقل - کنار ، « النهی » خرد – بازداشتن ، « التثبت فی الامور » پایداری در کارها ، «القلب » ، « الدیه » و        « قوه النفس » . کلمه ی عاقل که اسم فاعل از عقل است نیز در عربی به کسی که نفسش را کنترل نموده و از اهواء دور می کند ، معنا شده است و عاقله از زن دانا و خردمند که در خانه اش حبس شده ، استعمال شده است .

 در فرهنگ انگلیسی ، چند واژه برای مفهوم عقل کاربرد دارد : الف) Intellect به معنای هوش و عقل و دانایی ، ب) Wisdom به معنای حکمت و دانایی ، ج) Reason در معانی برهان و ارائه دلیل و د) Wit به معنای هوش و قوه تعقل

ب ) تعریف اصطلاحی

 از جمله کاربردهای واژه ی عقل ، در علم فلسفه است . در یک تقسیم بندی از نگاه فلاسفه ، عقل به دو دسته              « انسانی » و « غیر انسانی » تقسیم می شود .

 در بحث عقل انسانی به معانی مختلفی از واژه ی عقل از دیدگاه « فارابی » و در بحث عقل غیر انسانی از نظر سایر فلاسفه پرداخته شده است .

عقل انسانی

فلاسفه مفهوم عقل را برای انسان ها حداقل در پنج معنا به کار برده اند . این معانی عقل از نگاه «فارابی» عبارتند از :

الف) عقل به معنای متعارف ، معنی اش این است که مصلحت و منفعت خود را خوب تشخیص می دهد و بر طبق آن سخن می گوید و عمل می کند .

ب) عقل به معنایی که علمای منطق به آن می دهند و مراد استعداد ذهن است که رابطه ایی را بین دو امر درک می کند .

ج) عقل به معنای قوه ی طبیعی و آن استعداد درک مبانی اولیه ، یعنی دریافت تصورات و تصدیقاتی است که به خودی خود مسلم و بدیهی هستند .

د) عقل به معنای اخلاقی که استعداد طبیعی آدمی است به این که خیر را از شر و نیک را از بد بازشناسد .

ه) عقل که سبب معرفت می شود و مبنای علم و فلسفه است .

 

عقل غیر انسانی

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: پنجشنبه یکم تیر 1391

ظلم، ستم، بی عدالتی، حق کشی، قتل، جنگ و غارت عده ای از انسانها توسط عده ای دیگر همواره خرد انسانی را مشغول این فکر کرده است که آیا این وضعیت بر همین منوال خواهد بود یا نه؟ انسانها همواره در طول تاریخ به فراخور فکر و خرد و دین خود در انتظار و آرزومند این بوده اند که بالاخره این مسائل پایان یافته، ظلم و ستم جای خود را به عدل و داد خواهد داد، حق کشی جای خود را به عدالت و رعایت حوق دیگران و قتل و غارت تبدیل به مهر و دوستی و محبت و جنگ تبدیل به صلح خواهد شد. این امید و آرزو و انتظار در ادیان مختلف هم به اشکال وتعابیر گوناگونی بیان گردیده و امید به ظهور منجی و روز آخر یا روز داوری در تمام ادیان و مذاهب وجود داشته است. مسئله ای که هم عقل و هم دین آن را تایید می کند.

امید در قرآن

 

امید از جمله مفاهیمی است كه در فرهن

نماز در قرآن

گ اسلامی بدان توجه ویژه ای شده است. قرآن كریم به منظور تشویق و ترغیب انسان به کارهاى شایسته، بهره فراوانى از امید برده است. در ذیل، مصادیقی  در این زمینه ارائه مى گردد:

الف- خداوند نسبت به دیدار خود امید مى دهد:"کسى که به دیدار خداوند امید دارد [بداند که] اجل [او از سوى ]خدا آمدنى است و اوست شنواى دانا. "(عنکبوت: 5)

ب- باور به معاد، حتى در حد امید، اهرمى کارامد در گرایش به عمل است و در تنظیم زندگى سالم و تصحیح رفتارها و باورهاى انسان نقش مهم دارد. قرآن مى فرماید:"هر کس امید به لقاى پروردگارش (روز قیامت) دارد، باید عمل صالح بجاى آورد و کسى را در عبادت پروردگارش شریک نسازد". (کهف: 110) حضرت على(ع) مى فرمایند: «از کسانى مباش که بدون عمل شایسته، به آخرت امید دارند، و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخیر مى اندازند.»

ج- آنان که در راه خدا هجرت و جهاد مى کنند، مى توانند ادعاى امید به رحمت الهى داشته باشند.قرآن مى فرماید:"آنان که ایمان آورده اند و کسانى که هجرت نموده و در راه خدا جهاد کرده اند، آنان به رحمت خدا امیدوارند، و خداوند آمرزنده مهربان است." (بقره: 218)

د- از طرفی در تعابیر اسلامی و قرآنی نا امیدی مطرود واقع شده است. قرآن می فرماید: "از رحمت الهی نا امید نشوید ، زیرا جز قوم کافران کسی از رحمت الهی نو مید نمی شود".(یوسف: ۸۷ )

 چگونه در خود امید ایجاد کنیم؟

اگر با نگاه جامعه شناسانه و مردم شناسانه به موضوع امید بنگریم به این نتیجه خواهیم رسید كه ریشه اصلی یأس و ناامیدی در میان افراد تغییر و دگرگونی در ارزشهای اجتماعی و فرهنگی می باشد كه از بنیان خانواده سرچشمه می گیرد.چرا كه پایه اصلی شخصیت افراد در درون خانواده ها شكل می گیرد.هرچند كه مسائلی چون،اقتصاد ،تورم،بیكاری ،و..می تواند بر روی نگرش افراد و خانواده ها تاثیر بسزایی بگذارد ،اما نباید از عامل كم رنگ شدن ارزشهای اصیل فرهنگی و اعتقادی غافل شد. جهت ایجاد و افزایش امید در زندگی فردی و اجتماعی بر اساس آموزه های دینی و علمی موارد زیر می بایست مورد توجه قرار گیرد:

1- تقویت باورهای الهی و دینی : مهمترین منبع و عامل حمایت کننده که می تواند ما را در برابر خطرات و امواج منفی حمایت نماید،باور به خداوند متعال و جهان آخرت می باشد. در آیه ۱۷ سوره انعام می خوانیم: « بدانید که هیچ کس غیر از خداوند نمی تواند به سختی و غم شما پایان دهد و بر نا امیدی شما خط بطلان کشند.». هر چقدر ما از منابع قدرتی و انرژی روحی و روانی برخوردار باشیم،تحمل پذیری،استقامت و امیدواری ما بیشتر خواهد بود.

2- الگو گیری از پیامبران _ اولیا و بزرگان: در سوره مبارکه احزاب آیه ۲۱ آمده است:  « در پیامبر خدا ، برای شما ، چه در صبر و مقامت با دشمن و چه دیگر اوصاف و افعال نیکویی او سر مشق و الگوی نیکویی است»برای ایجاد و تقویت امید و امیدواری در افراد می توان به زندگی و راه و روش رفتاری بزرگان دین ،ائمه(ع) و شخصیتهای کاملی که منبع امید و انرژی و حیات بوده اند توجه نمود، بزرگانی مانند پیامبر بزرگ اسلام که با همه سختی ها و مشکلاتی که برای ایشان در راه ترویج و نشر اسلام به وجود آمد، اما از مسیر حق و امیدواری خارج نگردیدند .

3- شناخت ویژگی های خود : با شناخت صحیح از نقاط ضعف و قدرت خویش و دنیای پیرامونی خود ، می توان با سختی های زندگی بهتر کنار آمد.

4- بالا بردن روحیه تعاون و مشارکت اجتماعی: افزایش تعاملات اجتماعی و مشارکت جمعی و ایجاد روحیه تعاون و مشارکت اجتماعی می تواند باعث افزایش روحیه ، توانمندی ، امیدواری و... شود.

5- بالا بردن صفت سازگاری با محیط: از مشخصه های شخصیتی و رفتاری افراد سالم و امیدوار ، برخوردار بودن از مهارت های مقابله ای و مقابله صحیح با مشکلات می باشد. امروزه در سطح دنیا افرادی از توانمندی و قابلیت لازم برای زندگی اجتماعی و فردی در جامعه برخوردار می باشند که در کنار هوش و قابلیت ذهنی و انتزاعی از قابلیت دیگری به نام هوش هیجانی و اجتماعی برخوردار باشند. لذا تقویت هوش هیجانی در افراد باعث سازگاری بهتر با جامعه و اجتماع خواهد گردید و فرد در این وضعیت از آرامش بیشتری برخوردار خواهد بود.

6- تنظیم سطح توقع با میزان تلاش :انتظاراتمان از خود و اطرافیان باید واقعی ، قابل دسترس و متناسب با تلاش و فعالیتمان باشد تا دچار ناکامی و به تبع آن نا امیدی نگردیم.

7- وارد کردن عشق و علاقه و عواطف در زندگی ( پیدا کردن معنی در زندگی):از عمده علت هایی که افراد را به بی تفاوتی ، بی هویتی و ناامیدی سوق می دهد ، نداشتن یک معنای درست از هدف و فلسفه زندگی می باشد، لذا برای جلوگیری از این آفت در عملکرد طبیعی خود ، باید به تقویت رابطه سالم و منطقی و همچنین توجه به یک فلسفه حیات بخش بر اساس شرع و عقل از زندگی تأکید نمائیم.

8- ایجاد امید با توبه و شفاعت: احساس گناه یکى از عوامل اضطراب و افسردگى روح انسان است. فرد گنه کار احساس پوچى مى کند و این موجب ناامیدى در او مى شود. وقتى انسان راه بازگشت را به روى خویش مسدود مى بیند، حاضر به تجدیدنظر در رفتار خود نیست و با توجه به تیرگىِ افق آینده اش، به هر سرکشى و طغیانى دست مى زند. خداوند با عنایتى که به بندگان خویش دارد، راهى براى آنان قرار داده است تا هر قدر هم آلوده به گناه و نافرمانىِ حق باشند، راه نجات برایشان فراهم و امکان جبران مهیّا باشد؛ توبه و بازگشت به سوى پروردگار راهى است که خدا در برابر انسان ها قرار داده است تا از یأس و نومیدى بپرهیزند و بدانند آفریدگارشان پذیرنده افراد عاصى است.

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: پنجشنبه یکم تیر 1391

گاهي شبهه مي شود كه پاكدامني و حجاب در قرآن نيامده و محصول تفكر برخي علماي سنتي است. در آغاز مسئله‌ي پاكدامني را از نگاه قرآن به اجمال بررسي مي‌كنيم:

حياي چشم

«قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ».

به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند كه اين براى آنان پاكيزه‏تر است زيرا خدا به آنچه مى‏كنند آگاه است. (آيه 30 سوره نور).

در شأن نزول آيه از امام باقر (ع) چنين نقل شده است: جواني از انصار در مسير خود با زني رو به رو شد. چهره‌ي آن زن نظر جوان را به خودش جلب كرد؛ با اين كه وارد كوچه‌ي تنگي شد، باز همچنان به پشت سر خود نگاه مي‌كرد. ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزي استخوان يا قطعه‌اي سنگ تيز كه در ديوار بود صورتش را شكافت. با خود گفت: به خدا سوگند، من خدمت پيامبر مي‌روم و اين ماجرا را بازگو مي‌كنم. هنگامي كه چشم رسول خدا به او افتاد، فرمود چه شده است؟ و جوان ماجرا را نقل كرد. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و آيه‌ي فوق را آورد در اين آيه چند نكته حائز اهميت است:

نخست مي‌گويد: به مؤمنان بگو چشم‌هاي خود را از نگاه به نامحرمان فرو گيرند و عفاف خود را حفظ كنند. سؤال اين جاست كه چرا اسلام از اين كار كه با ميل و خواست آدمي بسيار هماهنگ است نهي كرده است.

در دنباله‌ي آيه پاسخ اين سؤال و علت اين نهي آمده، مي‌فرمايد:

ذلك اذكيَْ لهم: اين براي آنها پاكيزه‌تر است.

نكته‌ي ديگر اين كه به عنوان اخطار براي كساني كه نگاه هوس آلود و آگاهانه به زنان نامحرم مي‌افكنند و گاه آن را غير اختياري قلمداد مي‌كنند، مي‌گويد: خداوند از آنچه انجام مي‌دهيد آگاه است.

ان الله خبيرٌ بما يصنعون

در آيه‌ي بعد به شرح وظايف زنان در اين باره مي‌پردازد و مي‌گويد: و به زنان با ايمان بگو چشم‌هاي خود را از نگاه هوس آلود فروگيرند و دامان خود را حفظ كنند.

« قُل لِّلْمُؤْمِنات يَغُضُّضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظُنَّ فُرُوجَهُنَّ»

و به اين ترتيب چشم‌چراني همان‌گونه كه بر مردان حرام است بر زنان نيز حرام مي‌‌باشد.

در ادامه به مسئله‌ي حجاب كه از ويژگي‌هاي زنان است ضمن سه جمله تأكيد فرموده است.

ولا يُبْدينَ زينَتَهُنَ الاّ ما ظَهَرَ مِنْها

آنها نبايد زينت خود را آشكار سازند، جز آن مقدار كه طبيعتاً ظاهر است.

با اين بيان زنان حق ندارند زينت‌هايي را كه معمولاً پنهاني است را آشكار سازند، هرچند اندامشان آشكار نشود، به اين ترتيب حتي آشكار كردن لباس‌هاي زينتي كه در زيرلباس يا چادر مي‌پوشند مجاز نيست، ‌چرا كه قرآن از ظاهر ساختن چنين زينت‌هايي نهي كرده است.

حكم ديگر اين كه مي‌فرمايد: و اطراف روسري‌هاي خود را بر سينه‌ي خود افكنند تا گردن و سينه با آن پوشانده شود:

و ليَضْرِبْنَّ بِخُمُرِ هِنَّ عَليَْ جُيُوبِهِنَّ

از اين جمله استفاده مي‌شود كه زنان قبل از نزول آيه دامنه‌ي ر.سري خود را به شانه‌ها يا پشت سر مي‌افكندند به طوري كه گردن و كمي از سينه‌ي آنها نمايان مي‌شد. قرآن دستور مي‌دهد روسري خود را بر گريبان خود بيفكنيد تا هم گردن و هم آن قسمت از سينه كه بيرون آمده مستور گردد.

در سومين حكم، مواردي را كه زنان مي‌توانند حجاب خود را برگيرند و زينت پنهان خود را آشكار سازند شرح مي‌دهد:

و آن‌ها نبايد زينت خود را آشكار سارند، مگر در دوازده مورد كه محرم زن‌ها هستند:

شوهرانشان/ پدرانشان/ پدرشوهرانشان/ پسران همسرانشان/ برادرانشان/ پسران برادرانشان/ خواهرانشان/ زنان همكيششان/ بردگانشان/ كنيزانشان/ مردان سفيهي كه تمايل به زن ندارند، كودكاني كه از امور جنسي مربوط به زنان چيزي نمي‌فهمند.

سرانجام چهارمين حكم را چنين بيان مي‌كند:

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: پنجشنبه یکم تیر 1391

شکیبایى و صبر در آنچه که قرآن و روایات نسبت به آن دستور صبر داده اند ، مسأله اى الهى و اخلاقى و انسانى است ، و امرى است محبوب حق ، و سزاوار اجر بزرگ و ثواب عظیم . صبر ، عامل حفظ دین و نگاهبان انسان از بى میل شدن به حق و حقیقت ، و عامل تقویت روح و روان ، و حافظ انسان از افتادن در دام شیاطین جنى و انسى است .

انسان اگر در پیشامدها و حوادث تلخ و شیرین که غارتگر دین و ایمان است ، و به هنگام طاعت و عبادت ، و به وقت گناه و معصیت صبر کند ، به این معنا که حوادث را هماهنگ با قواعد الهى تحمل کند ، و براى نجات خود به دشمنان حق پناه نبرد ، و به وقت طاعت و عبادت خود را در گردونه ى بندگى قرار دهد و مقاومت کند ، و زمان آماده شدن زمینه ى معصیت و گناه ، تلخى گذشت از لذتها را به دوش جان بردارد ، به فرموده ى قرآن مجید مستحق صلوات و رحمت خداوند مى شود .

در مقاله حاضر به مفهوم شناسی صبر و اقسام صبر، صبر در متون دینی و آثار صبر پرداخته شده است و علاوه بر استفاده از کتب از نرم افزارهای جامع التفاسیر و کتاب های اسلامی اینترنتی و نرم افزار جامع الاحادیث نیز استفاده شده است.

 

اقسام صبر

علماى علم اخلاق، صبر را به سه دسته تقسیم مى کنند:

1ـ صبر بر اطاعت; یعنى شکیبایى در برابر مشکلاتى که در راه اطاعت وجود دارد.

2ـ صبر بر معصیت; یعنى ایستادگى در برابر انگیزه هاى نیرومند و محرک گناه.

3ـ صبر بر مصیبت; یعنى پایدارى در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالى و ترک جزع و فزع.

رابطه انسان با خداوند معرفى شده‏اند و مؤمنان از این که دچار چنین غفلتى شوند بیم داده شده‏اند:

یا ایها الذین امنوا لا تلهکم امولکم و لااولدکم عن ذکر اللَّه و من یفعل ذلک فاولئک هم الخسرون

(سوره منافقون،آیه 9)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید. زنهار اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند و کسانى که چنین کنند زیانکارانند.

تقسیم صبر به صبر در مصیبت، صبر بر طاعت و صبر از گناه را نیز مى‏توان به اعتبار محبوب و مکروه بودن دانست. صبر در مصیبت و صبر بر طاعت، شکیبایى در برابر امور ناخوشایند است و صبر از گناه صبر از امور خوشایند که میل و هواى انسان به آن گرایش دارد. (آموزه‏هاى بنیادین علم اخلاق 1،ص 125 )

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: شنبه سیزدهم خرداد 1391

مقدمه

قران کریم کتاب هدایت و رستگاری بشر در عرصه ی دنیا وآخرت است که توسط آخرین سفیرالهی یعنی حضرت محمد بن عبدالله  (ص) ازعالم بالا به گستره زمین عرضه گردید تا در طول زمان از آغاز تا کنون  وتا فرجام مورد استفاده بشر قرار گیرد ودر پرتو نور درخشان و جاودانه آن صراط  مستقیم را از میان راههای بیشمار ضلالت و گمراهی بازشناسد.

 مجموع آنچه که پیامبر اسلام از جانب خداوند متعال برای جهان بشریت به ارمغان آورداست "دین" نام دارد ونیک میدانیم که این کلمه درآیات فراوانی آمده است0

مرحوم طبرسی در تفسیر آیه19آل عمران(ان الدین عند الله الاسلام)

میگوید:دین به معنای فرمانبرداری واصل آن به مفهوم پاداش است چرا که دین نیز پاداشی است

که بایدداده شود.

درباره کلمه اسلام میفرماید:اسلام از سلم گرفته شده وسلم چند معنی دارد:

1-وارد شده به سلامت و امنیت:آنکه اسلام می آورد در حقیقت به سلامت و رستگاری وارد میشود0

2-تسلیم و گردن نهادن:انسان با قبول اسلام در برابر مقررات خدا تسلیم میشود0

3-سلامتی ونجات از تباهی:دین پیامبر اسلام مردم را به بندگی خدا و کارهای شایسته فرا می خواند و از گناه و زشتی در امان نگه میدارد.

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: شنبه سیزدهم خرداد 1391

بسم الله الرحمن الرحیم

 وقالوا ما لهذا الرسول یاکل الطعام و یمشی فی الاسواق لو لا انزل الیه ملک فیکون معه نذیرا  (8) او یلقی الیه  کنز او تکون له جنه یاکل منها و قال الظالمون ان تتبعون الا رجلا مسحورا (9) انظر کیف ضربوا لک الامثال فضلوا فلا یستطیعون سبیلا (10) تبارک الذی ان شاء جعل لک خیرا من ذلک جنات تجری من تحتها الانهار و یجعل لک قصورا.

 وگفتند: چرا این پیامبرغذا می خورد ودر بازارها راه می رود؟ چرا فرشته ای بر او نازل نشده که همراه وی مردم را انذار کند؟ (8) یا گنجی برای او فرستاده شود یا باغی داشته باشد که از ان بخورد؟ وستمگران گفتند: شما تنها از مردی مجنون پیروی می کنید. (9) ببین چگونه برای تو مثل ها زدند و گمراه شدند، انگونه که قدرت پیدا کردن راه را ندارند. (10) زوال ناپذیر و بزرگ است خدایی که اگر بخواهد برای تو کاخ هایی مجلل قرار می دهد. (سوره فرقان ایه 7تا 10)

در روایتی از امام حسن عسکری (ع) چنین امده که فرمود:از پدرم،امام دهم سوال کردم ایا پیامبر اسلام با یهود ومشرکان در برابر سرزنش ها و بهانه گیریشان به بحث و گفتگو و استدلال می پرداخت؟ پدرم فرمود: اری،بارها چنین شد،از جمله این که روزی پیامبر (ص) در کنار خانه خدا نشسته بود،عبدالله بن ابی امیه مخزومی در برابر او قرار گرفته گفت:ای محمد تو ادعای بزرگی کرده ای و سخنان وحشتناکی می گویی! تو چنین می پنداری که: رسول پروردگار عالمیانی،اما پروردگار جهانیان و خالق همه مخلوقات، شایسته نیست رسولی مثل تو- انسانی همانند ما- داشته باشد، توهمانند ما غذا می خوری،و همچون ما در بازارها راه  می روی ! پیامبر(ص) عرضه داشت:بار پروردگارا تو همه ی سخنان را می شنوی وبه هر چیز عالمی،انچه را بندگان تو می گویند می دانی. خودت پاسخ انها را بیان فرما . در این هنگام ایات فوق بر ایشان نازل شد وبه بهانه گیری های انها پاسخ داد.

تفسیر ایات

در این ایات انها در واقع چند ایراد واهی به پیامبر اسلام داشتند که مرحله به مرحله از گفتار خود عقب نشینی می کردند.نخست معتقد بودند که:اصلا او باید فرشته باشد،این که :   غذا می خورد ودر بازارها راه می رود، مسلما فرشته نیست! بعد گفتند:بسیار خوب اگر فرشته نیست لا اقل فرشته ای به عنوان معاونت و همراهی از سوی خدا اعزام گردد. وباز  از این هم تنزل کرده،گفتند:به فرض که پیامبر خدا بشر باشد باید گنجی از اسمان به سوی   او انداخته شود تا دلیل بر این باشد که او مورد توجه خداست!

ودر اخرین مرحله گفتند:  

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: یکشنبه هفتم خرداد 1391

 معاد واژهٔ عربی برگرفته از «عود» است و به‌معنای «بازگشتن»، «رستاخیز» یا «دوباره‌برخاستن» (پس از مرگ) است. باور به رستاخیز (معاد) یکی از اصول دین اسلام است. برخی معاد را تنها جسمانی (رجعت) یا تنها روحانی (آخرت) می‌دانند. معاد یکی از اصول دین اسلام و یکی از مهم‌ترین آن‌هاست.

معاد از دیدگاه قرآن

•         باطن هر کس در این دنیا، عین ظاهر در آخرت است.

•         در روز قیامت نفس  مؤاخذه می‌شود و نه قوای نفس. به همین خاطر نفس از قوای خود می‌پرسد که چرا بر علیه من شهادت می‌دهید و اعضای او پاسخ می‌دهند که خداوند ما را به نطق واداشته‌است.

•         نظام آخرت کاملترین نظام امکانی است که هر کس به حسب گنجایش وجودی خود هر چه را اراده نماید و بخواهد بی درنگ و بدون شرط به وجود خواهد آمد.

 

معاد از دیدگاه نهج البلاغه

 

ويژگي‏هاي روز قيامت

 

روز قيامت، يکي از روزهاي بسيار مهم وحساسي است که هر انساني در پيش رو دارد. اميرمؤمنان علي عليه‏السلام درباره اين مسئله مي‏فرمايد: «اي بندگان خدا! شما را به پرهيزکاري سفارش مي‏کنم که عامل کنترل و مايه استواري شماست. پس به رشته‏هاي تقوا چنگ زنيد و به حقيقت‏هاي آن پناه آوريد تا شما را به سر منزل آرامش، جايگاه‏هاي وسيع، پناهگاه‏هاي محکم و منزلگاه‏هاي پر عزت برساند، در روزي که چشم‏ها خيره مي‏شود و همه جا در نظر انسان تاريک است و گله‏هاي شترومال و اموال فراوان فراموش مي‏گردد؛ زيرا به هنگام قيامت، به گونه‏اي، در صور اسرافيل مي‏دمند که قلب‏ها از کار مي‏افتد، زبان‏ها باز مي‏ايستد، کوه‏هاي بلند و سنگ‏هاي محکم فرو مي‏ريزد و قسمت‏هاي سخت آن، نرم چون سرابي مي‏ماند، کوهستان‏ها با زمين هموار مي‏گردد چنان که نه پستي و نه بلندي موجود است. پس در آن هنگام نه شفاعت‏کننده‏اي است که شفاعت کند و نه دوستي که نفع رساند و نه پوزش خواستن سودي دارد».

 

 قيامت، دادگاه الهي

 

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: یکشنبه هفتم خرداد 1391

هر فرد نا مسلمان منصفی با خواندن این مطالب ايمان ميآورد که قران کلام خدا است  چه رسد به افرادی که مسلمان هستند

جمله ”بسم الله الرحمن الرحيم“ 19 حرف  است، و در آيه 74:30 سوره مدثر آمده است كه نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند

و هر كس كه بگويد قرآن سخن انسان است خداوند او را وارد جهنمی ميكند كه 19 فرشته نگهبان آن هستند.

 ما ميدانيم که عدد 19 عدد اول  ( prime number ) است. عدد اول عددی است كه فقط بر خودش و بر يك قابل تقسيم باشد.

افراد مختلفی در گذشته و حال سعی کرده اند که به رمزهای معجزات رياضی قرآن پی ببرند.

در گذشته، يکی از اين افراد پيگيری های زيادی در اين مورد انجام داد و به موفقيت های زيادی "در اين مورد" رسيد.

در سالهای اخيرآقای كورش جم ‌نشان با يك ماشين حساب كوچك به نتيجه‌ای رسيدكه شما ميتوانيد آن را امتحان كنيد. او شماره هر سوره را با تعداد آيات آن بصورت زير جمع كرد:

 

جمع

 

تعداد آيه

 

شماره سوره

زوج

8

=

7

+

1

زوج

288

=

286

+

2

فرد

203

=

200

+

3

زوج

180

=

176

+

4

فرد

125

=

120

+

5

...

...

 

...

 

...

...

...

 

...

 

...

زوج

118

=

5

+

113

زوج

120

=

6

+

114

 

جمع زوج ها

جمع فردها

 

جمع آيه ها

 

جمع سوره ها

6236

6555

 

6236

 

6555

قابل توجه است كه تعداد زوج‌ها 57 عدد و فردها نيز به همان تعداد يعنی 57 عدد ميباشد كه اين خود به تنهائی يك معجزه است.

اما معجزه ديگر اينست كه

 

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: یکشنبه هفتم خرداد 1391

مقدمه:

قناعت ، از فضیلت های مهم اخلاقی وصفات پسندیده انسانی است که از گرفتار شدن انسان به رذیلت

دنیادوستی که ریشه همه خطاهاست جلوگیری میکند .

قناعت، ثروتی بی پایان

در رهنمود های اولیای الهی با تعابیر مختلفی ازقناعت سخن به میان آمده وتاکید شده است که خوش ترین زندگی را کسی دارد که به صفت قناعت آراسته است وگرنه انسان های حریص وآنهایی که در تمام لحظات زندگی به دنبال تحصیل ثروتند ، اگر تمام دنیا را بدهند سیر نمی شوند ودر نتیجه لحظه ای در زندگی از آرامش وآسایش بر خوردار نیستند ،امام امیرالمومنین (ع)یکی از صفات متقین را دوری از طمع ورزی دانسته اند ،طمع یکی از صفات ناپسند اخلاقی است ،که در مقابل (قناعت) یکی از صفات پسندیده اخلاقی قرار دارد ،طمع داشتن مفاسد معنوی ومادی فراوانی داشته درحالی قناعت سبب عزت آرامش خاطر انسان در دنیا بوده وسبب تکامل فکری،روحی وسعادت وی در عالم آخرت میگردد . حال به اختصار درباره این دو صفت تو ضیح خواهیم داد:

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391

 

فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِی
یَدْعُوكَ لِیَجْزِیَكَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ
عَلَیْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ


پس یكى از آن دو در حالى كه از روى حیا گام برمى ‏داشت نزد وى آمد و گفت: پدرم
تو را مى ‏طلبد تا پاداش آن كه براى ما آب دادی به تو بپردازد. و چون موسى نزد
وى آمد و سرگذشت خود را بر او حكایت كرد، گفت: مترس كه از گروه ستمكاران نجات یافتی.(ترجمه
بهرام پور)

تفسیر المیزان - ظاهرا یکی از دختران شعیب در نهایت حیا، بطوریکه عفت و نجابت از طرز راه رفتنش
پیدا بود، به نزد موسی می آید و به او می گوید: که پدرمان تو را خوانده تا به ت
وجزای سقایت گوسفندان را بدهد، وقتی موسی به نزد شعیب رفته ، حضرت شعیب ع ابتدا
 احوالات او را جویا شده و پس از ذکر ماجرا، شعیب به او اطمینان خاطر بخشیده ،ت
ا بداند که نجات یافته و فرعونیان بر شهر مدین تسلطی ندارند و به این ترتیب دعا
های سه گانه موسی به اجابت رسید: اول نجات از شر ستمکاران دوم راهنمایی و هدایت
 او به مدین و سوم درخواست خیر و رزق ، که خداوند بوسیله این ملاقات با شعیب رز
ق ده سال او را تأمین کرد و همسری به او داد تا مایه سکون و آرامش او باشد.
در پاکدامنی حضرت موسی(ع) بیان شده: وقتی حضرت شعیب حضرت موسی را دعوت کرد تا ب
ه پاس خدمتی که به دخترانش نموده بود ـ آب دادن به گوسفندان ـ از وی قدردانی کن
د، یکی از دختران گفت: ای پدر، این جوان (موسی) را به کار گیر، زیرا بهترین فرد
، قوی و امین است. شعیب در جواب اظهار داشت: قوی بودن او را در موقع آب کشیدن ا
ز چاه دیدی ولی امین بودنش را از کجا فهمیدی؟ دختر در توضیح دلیل خویش بیان کرد
: وقتی از موسی خواستیم به حضور شما آید پذیرفت. من برای نشان دادن راه خانه، ا
ز جلو حرکت می‏کردم و موسی از پشت سر من می‏آمد. هنوز مسافتی را طی نکرده بودیم
که درخواست کرد جلو برود و من در پشت سرش راه روم. دلیل تقاضایش این بود که باد
لباس مرا تکان می‏دهد و با دیدن این وضع امکان داشت عملی بر خلاف عفت مرتکب گرد
د.


تفاوت حیا با خوف، تقوا و خجالت
محور بازدارندگی در حیا ، توجه به حضور ناظر محترم و بلند مرتبه و حفظ حرمت و ح
ریم اوست. چنان‌که پیامبر از این رهگذر به مسلمانان می‌فرمود: شرم کنید امروز ا
ز این‌که خداوند از تمام امور شما مطلع است.

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391

سوره اعراف

يا بَني‏ آدَمَ خُذُوا زينَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ 31

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتي‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ 32

31) ای فرزندان آدم ، زیورهای خود را در مقام هر عبادت به خود برگیرید و بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید ، که خدا مسرفان را دوست نمی دارد. 

 32) بگو: چه کسی زینت های خدا را که برای بندگان خود آفریده حرام کرده و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع کرده؟ بگو: این نعمتها در دنیا برای اهل ایمان است و خالص اینها ( یعنی لذات کامل بدون الم ، و نیکوتر از اینها ) در آخرت برای آنان خواهد بود. ما آیات خود را برای اهل دانش چنین مفصل و روشن بیان می کنیم. 

تفسیر المیزان - خلاصه

31) (یا بنی ادم خذوا زینتکم عندکل مسجد و کلوا و اشربوا و لا تسرفواانه لا یحب المسرفین ):(ای فرزندان آدم زینت و آراستگی خود را در نزد هرمسجدی اتخاذ کنید، و بخورید وبیاشامید، ولیکن اسراف نکنید، چون خدااسراف کنندگان را دوست نمی دارد)،امر می فرماید که هنگام حضور در مساجدزینت خود را همراه داشته باشید و مراد از زینت گذشته از زینت ظاهری ، آرایش باطنی و معنوی است که مناسب با نماز و طواف و سایر عبادات می باشد.

 پس معنای آیه شامل زینت نیکو درظاهر و باطن برای نماز اعیاد و جماعات ونمازهای یومیه و سایر وجوه عبادت می شود. و در جمله بعدی دو امر اباحی و یک نهی تحریمی است ، یعنی خوردن وآشامیدن دو امر مباح است که خداوند آن را جایز می شمارد،لیکن نهی می کند ازاینکه انسان در خوردن و آشامیدن تجاوز از حد نماید و علت این نهی هم این است که خداوند افراد زیاده رو و مسرف را دوست نمی دارد و این امر ونهی همه متفرع از داستان آدم در بهشت بوده و خطاب آن عمومی است و اختصاص به یک دین یا صنف ندارد و شامل همه ابناء بشر می شود. 

 32) (قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق قل هی للذین امنوا فی الحیوه الدنیا خالصه یوم القیمه کذلک نفصل الایات لقوم یعلمون ):

(ای پیامبر بگو چه کسی زینتی را که خداوند برای بندگانش بیرون آورده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است ؟ بگو آن در قیامت مخصوص کسانی است که در دنیا ایمان آوردند،این چنین آیات را برای گروهی که می دانند بیان می کنیم )

کلمه (زین )در مقابل معنای (شین )است و به معنای کارها و چیزهایی است که عیب و نقص را از بین ببرد و استفهام در این آیه استفهامی انکاری است ، اخراج زینت کنایه است از اظهار آن ، خدای سبحان به الهام و هدایت خود انسان را از راه فطرت ملهم کرده تا انواع و اقسام زینتهایی که مورد پسنداجتماع او و باعث مجذوب شدن دلها به سوی اوست ایجاد نموده و به این وسیله نفرت مردم را از خود دور سازد و انسان ضرورتا محتاج به زینت است ،چون انسان بطور انفرادی زندگی نمی کند، بلکه در جامعه حیات دارد و زندگی اجتماعی هم قهرا محتاج به اراده و کراهت و حب و بغض ،رضایت وناخشنودی و امثال آنست و خواه نا خواه انسان به چیزهایی بر می خورد که آنهارا دوست دارد یا از آنها متنفر است ، لذا خداوند با الهام غیبی از ماورای فطرتش به او تعلیم داده تا به اصلاح مفاسد خود بپردازد و معایب خود را برطرف ساخته و خود را زینت دهد و خداوند زینت را حلال و جایز شمرده است و (طیب )به معنای هر چیزی است که ملایم با طبع انسان باشد و در اینجا عبارتست از مطلق چیزهایی که آدم در زندگی و بقاء خود از آنها استمداد می جوید و انسان نباید درآنها راه افراط یا تفریط را بپیماید ،چون زیاده روی در غذا باعث امراض گوارشی و نیاز به دارو و در نتیجه فساد در بدن و فکر می گردد، لذا انگیزه فطری قویترین سبب برای مباح بودن این ارزاق است ، اما افراط و تفریط باعث انهدام ارکان جامعه و ظهور فساد در شئون زندگی می گردد و همین دستورات ظاهراساده اساس سعادت و سلامت بشر می باشد.

اما در ادامه می فرماید:

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391

ضرورت معاد

  معاد در لغت از ريشه عود به معناي رجوع و بازگشت است و در اصطلاح به معناي بازگشت انسان و زنده‌شدن دوباره او بعد از مرگ است تا جزاي اعمالي را كه در دنيا به اختيار خود مرتكب شده در آخرت مشاهده كند.[1]

اديان گذشته و مسأله معاد

  شايد بتوان گفت يكي از مهم‌ترين و اساسي‌ترين دغدغه همه اديان مسأله معاد بوده است. همه اديان به اينكه عالم ديگري ماوراي عالم دنيا و طبيعت وجود دارد معتقدند و اين مسأله از جمله مسائلي است كه فطرت هر انساني به آن اذعان مي‌كند.

  اعتقاد به معاد از اركان اساسي و جزو ضروريات دين اسلام نيز به شمار مي‌آيد. خداوند گفتگوي نوح با قومش را در قرآن اين‌گونه حكايت ‌مي‌كند:

«وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا» (نوح/18،17)

«و خدا شما را مانند نباتات از زمين برويايند سپس به زمين بازگرداند و ديگر بار شما را برانگيزد»

  و در سوره شعرا از قول ابراهيم مي‌فرمايد:

«وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ» (شعرا/81و 82)

«خدايي كه مرا مي‌ميراند و سپس به حيات ابدي آخرت زنده مي‌گرداند همان خدايي كه اميدوارم كه روز جزا گناهم را بيامرزد»

  و در سوره طه خداوند خطاب به حضرت موسي مي‌فرمايد:

«إِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى» (طه/15)

«روز قيامت حتماً فرا خواهد رسيد و ما آن ساعت را پنهان داريم تا هر نفسي را به پاداش اعمالش در آن روز برسانيم»

ادله اثبات معاد

 

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

موضوع: ( موضوعات قرآنی ) | تاريخ ارسال: یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390

بسم اللّه الرحمن الرحیم

تفسیر آیات 264 سوره بقره و 47 سوره انفال با موضوع ریا

یَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لا تُبْطِلُوا صدَقَتِكُم بِالْمَنِّ وَ الأَذَي كالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صفْوَان عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكهُ صلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلي شيْء مِّمَّا كسبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَفِرِينَ(264بقره)

ترجمه آیه

- اي كساني كه ايمان آورده ايد ! بخششهاي خود را با منت و آزار ، باطل نسازيد ! همانند كسي كه مال خود را براي نشان دادن به مردم ، انفاق مي كند ، و به خدا و روز رستاخيز ، ايمان نمي آورد ، ( كار او ) همچون قطعه سنگي است كه بر آن ، ( قشر نازكي از ) خاك باشد ، ( و بذرهايي در آن افشانده شود ، ) و رگبار باران به آن برسد ، ( و همه خاكها و بذرها را بشويد ، ) و آن را صاف ( و خالي از خاك و بذر ) رها كند .

آنها از كاري كه انجام داده اند ، چيزي به دست نمي آورند ، و خداوند ، جمعيت كافران را هدايت نمي كند .

تفسیر نمونه

تفسير در مورد انگيزه هاي انفاق است

اشاره به اين حقيقت شده كه افراد با ايمان نبايد انفاقهاي خود را به خاطر منت و آزار ، باطل و بي اثر سازند . اين عمل را تشبيه به انفاقهائي كه توأم با رياكاري و خودنمائي است مي كند ، مي فرمايد : اين همانند كسي است كه مال خود را براي نشان دادن به مردم انفاق مي كند و ايمان به خدا و روز رستاخيز ندارد ( كالذي ينفق ماله رئاء الناس و لا يؤمن بالله و اليوم الاخر ) .

و بعد مي افزايد : ( كار او ) همچون قطعه سنگ صافي است كه بر آن ( قشر نازكي از ) خاك باشد ( و بذرهايي در آن افشانده شود ) و باران درشت به آن برسد ، ( و خاك و بذرها را بشويد ) و آن را صاف رها سازد آنها از كاري كه انجام داده اند چيزي به دست نمي آورند ( فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلدا لا يقدرون علي شيء مما كسبوا ) .

چه تعبير لطيف و رسا و گويائي ؟ ! قطعه سنگ محكمي را در نظر بگيريد كه قشر رقيقي از خاك روي آن را پوشانده باشد و بذرهاي مستعدي نيز در آن خاك افشانده شود و در معرض هواي آزاد و تابش آفتاب قرار گيرد ، سپس باران دانه درشت پر بركتي بر آن ببارد ، با اينكه تمام وسايل نمو و رشد در اينجا فراهم است ، ولي به خاطر يك كمبود ، همه چيز از بين مي رود و اين باران كاري جز اين نمي كند كه آن قشر باريك را همراه بذرها مي شويد و پراكنده مي سازد و سنگ سخت غير قابل نفوذ را كه هيچ گياهي بر آن نمي رويد با قيافه خشونت بارش آشكار مي سازد ، چرا كه بذرها در محل نامناسبي افشانده شده بود ، ظاهري آراسته و دروني خشن و غير قابل نفوذ داشت و تنها قشر نازكي از خاك روي آن را گرفته بود ، در حالي كه پرورش گياه و درخت نياز به خاك عميقي دارد كه براي پذيرش ريشه ها و ذخيره آب و تغذيه گياه آماده باشد .

اين گونه است اعمال رياكارانه و انفاقهاي آميخته با منت و آزار كه از دلهاي سخت و قساوتمند سرچشمه مي گيرد و صاحبانش هيچ بهره اي از آن نمي برند و تمام زحماتشان بر باد مي رود .

و در پايان آيه مي فرمايد : و خداوند گروه كافران را هدايت نمي كند ( و الله لا يهدي القوم الكافرين ) .

اشاره به اينكه خداوند توفيق هدايت را از آنها مي گيرد چرا كه با پاي خود ، راه كفر و ريا و منت و آزار را پوييدند ، و چنين كساني شايسته هدايت نيستند ، و به اين ترتيب انفاقهاي ريائي و آميخته با منت و آزار ، همه در يك رديف قرار گرفته اند .

نكته ها :

- از جمله لا تبطلوا صدقاتكم بالمن و الاذي ، ( انفاقهاي خود را با منت و آزار باطل نكنيد ) استفاده مي شود كه پاره اي از اعمال ممكن است نتايج اعمال نيك را از بين ببرد.

- تشبيه عمل رياكارانه به قطعه سنگي كه قشر نازكي از خاك روي آن را پوشانيده است بسيار گويا است زيرا افراد رياكار باطن خشن و بي ثمر خود را با چهره اي از خير خواهي و نيكوكاري مي پوشانند و اعمالي كه هيچگونه ريشه ثابتي در وجود آنها ندارد انجام مي دهند اما حوادث زندگي به زودي پرده را كنار مي زند و باطن آنها را آشكار مي سازد .

- جمله ابتغاء مرضات الله و تثبيتا من انفسهم انگيزه هاي انفاق صحيح و الهي را بيان مي كند و آن دو چيز است : طلب خشنودي خدا و تقويت روح ايمان و ايجاد آرامش در دل و جان اين جمله مي گويد : انفاق كنندگان واقعي كساني هستند كه تنها به خاطر خشنودي خدا و پرورش فضائل انساني و تثبيت اين صفات در درون جان خود و همچنين پايان دادن به اضطراب و ناراحتيهائي كه بر اثر احساس مسؤوليت در برابر محرومان در وجدان آنها پيدا مي شود اقدام به انفاق مي كنند ( بنابر اين من در آيه به معني في خواهد بود ) .

- جمله و الله بما تعملون بصير كه در آخر آيه دوم ذكر شده ، هشداري است به همه كساني كه مي خواهند عمل نيكي انجام دهند كه مراقب باشند كوچك ترين آلودگي از نظر نيت يا طرز كار پيدا نكنند زيرا خداوند كاملا مراقب اعمال آنها است .

تفسیر المیزان

(یا ایها الذین امنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والاذی ):(ای کسانی که ایمان آورده اید صدقات خود را بامنت واذیت باطل نکنید )

یعنی منت و اذیت باعث حبط اعمال خیر آنها (از قبیل طاعات و صدقاتشان )می گردد،

(کالذی ینفق ماله رئاء الناس و لا یؤمن بالله و الیوم الاخر):(مانند آنکس که مال خود را ازروی ریا کاری نزد مردم انفاق کند و ایمان به خداو روز قیامت نیاورده است )چون شخص ریاکار مؤمن نیست در اعمالش به هیچ وجه قصد رضای خدا را ندارد واعمالش از پایه باطل است ، اما عمل شخص منت گزار واذیت کننده ای که اهل ایمان باشد ابتداء صحیح است ، اما عمل بعدی او یعنی منت و اذیت آن را باطل می کند ولی شخص ریا کار چون عملش مستلزم عدم ایمان به خدا و روز قیامت است وقصد خدا ندارد، لذا اجر و مزدی هم در عملش نیست و از اساس عملش باطل است.

(فمثله کمثل صفوان علیه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا):(مثل چنین (فرد ریاکاری ) چون سنگی سفت و صاف است که خاکی روی آن نشسته باشد و رگبار تندی بر آن ببارد و آن را صاف وتهی بجای گذاشته باشد)یعنی شخص ریاکار در بی اثر بودن عملش مانند سنگ سخت و صافی است که خاک اندک روی آن با باران تندی زایل می شود و اثری برجای نمی گذارد،هر چندباران باعث حیات و سرسبزی خاک و زمین می گردد ،اما خاکی که برسنگ صافی باشد استقرار ندارد، بلکه با باران تندی شسته می شود و جز سنگ سخت وصاف باقی نمی ماند که نه آبی در آن فرو می رود و نه چیزی از آن می روید و این حالت ریا کاران است .

(لا یقدرون علی شی ء مما کسبوا والله لا یهدی القوم الکافرین ):>(ریاکاران )نتوانند از آنچه کردند هیچ حاصلی ببرند و خدا گروه کافران را هدایت نمی کند< چون عمل به نیت خالص احتیاج دارد و عمل شخص ریا کار استعداد پذیرفتن رحمت و کرامت الهی را ندارد ،همانگونه که سنگ سخت و صاف استعداد رویش را ندارد و خداوند از قلبهای چنین اشخاص خیری نمی رویاند و آنها را که کافر هستند هدایت نمی کند.

 

این آیه شریفه دلالت دارد بر اینکه آزار و منت بعد از صدقه اجر آنرا حبط کرده و از بین مى برد، و بعضى با این آیه استدلال کرده اند بر اینکه هر معصیت و یا حداقل هر گناه کبیره باعث از بین رفتن و بى اجر شدن اطاعت هاى قبل از آن معصیت مى شود، و لیکن ما چنین دلالتى در آیه نمى بینیم ، و دلالت آیه تنها در بى اجر شدن صدقه به وسیله خصوص ‍ منت و اذیت است ، که گفتار مفصل این بحث در مبحث حبط گذشت .
کالَّذِى یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ

از آنجائى که خطاب اول آیه فقط شامل مؤ منین بود - چون افراد ریاکار نمى توانند مؤ من باشند، چون به فرموده خدا، منظور اینها از اعمالشان خدا نیست - بهمین جهت خداوند متعال مؤ منین را صریحا از ریا نهى نکرد، و نفرمود: ((اى مؤ منین ریاکار نباشید)) بلکه افرادى را که صدقه مى دهند و به دنبالش منت و اذیت مى رسانند تشبیه به افراد ریاکار بى ایمان کرد، که صدقاتشان باطل و بى اجراست ، و فرمود: ((عمل چنین مؤ منى شبیه به عمل او است ))، و نفرمود: ((مثل آن است )) زیرا عمل مؤ من در ابتدا صحیح انجام مى شود، ولى بعدا پاره اى عوامل مثل ((منت )) و ((اذیت )) آن را باطل مى سازد، ولى عمل ریاکار از همان اول باطل است .
ریاکارى در هر عمل مستلزم نداشتن ایمان به خدا و روز جزا در آن عمل است
اتحاد سیاق فعل هائى که در آیه آمده ، یعنى فعل ((ینفق ماله )) و فعل ((و لا یؤ من )) با اینکه ممکن بود بفرماید ((و لم یومن - ریاکار ازاول ایمان نیاورده ))، دلالت دارد بر اینکه مراد از ایمان نداشتن ریاکار در انفاقش به خدا و روز جزا، ایمان نداشتن او به دعوت پروردگارى است که او را به انفاق مى خواند، و ثوابهائى جزیل و عظیم به وى وعده مى دهد، چون اگر به دعوت این داعى و به روز قیامت (روزى که پاداشهاى اعمال در آن روز ظاهر مى شود) ایمان مى داشت ، در انفاقش قصد ریا نمى کرد و تنها عمل را براى خاطر خدا مى آورد، و علاقمند به ثواب جزیل خدا مى شد. پس منظور از اینکه فرمود، ایمان به خدا ندارد این نیست که اصلا به خداوندى خدا قائل نیست .
و از آیه شریفه چنین بر مى آید که ریا در هر عملى که آدمى انجام مى دهد مستلزم نداشتن ایمان به خدا و به روز جزا در همان عمل است .

رابطه ریا با ایمان

از آنجایى که خطاب اول آیه فقط شامل مؤمنین بود- چون افراد ریاکار نمى ‏توانند مؤمن باشند چون به فرموده خدا منظور این ها از اعمالشان خدا نیست- به همین جهت خداوند متعال مؤمنین را صریحا از ریا نهى نکرد و نفرمود: «اى مؤمنین ریاکار نباشید» بلکه افرادى را که صدقه مى ‏دهند و به دنبالش منّت و اذیت مى ‏رسانند تشبیه به افراد ریاکار بى ‏ایمان کرد که صدقاتشان باطل و بى ‏اجر است و فرمود: «عمل چنین مؤمنى شبیه به عمل او است» و نفرمود مثل آن است؛ زیرا عمل مؤمن در ابتدا صحیح انجام مى‏ شود ولى بعدا پاره ‏اى عوامل مثل منّت و اذیت آن را باطل مى ‏سازد، ولى عمل ریاکار از همان اول باطل است.

تفسیر نور

این آیه نیز تشبیهی با خود دارد و نمایانگر باطن اشخاصی است که به قصد ریا و تظاهر انفاق می کنند. ظاهر عمل اینان مانند خاک، نرم ولی باطن آن چون سنگ، سفت است که قابلیت نفوذ ندارد. به خاطر سفتی و سختی دلهای سنگشان، ازانفاق بهره ای نمی برند.

پیام ها:

1-   منّت گذارى و آزار فقیر، پاداش انفاق و صدقات را از بین مى‏برد. «لا تبطلوا»

2-   ریا، نشانه عدم ایمان واقعى به پروردگار وقیامت است. «ینفق ماله رئاء النّاس و لایؤمن باللّه»

3-   انفاق مهم نیست، انگیزه و روحیّه‏ى انفاق کننده مهم است. «رئاء الناس»

4-   اعمال شخص منّت گذار، ریاکار وکافر، تباه است. کلمه‏ى «فمثله» قابل تطبیق با هر سه گروه است.

5-   ریاکار، عاقبت رسوا مى‏شود و حوادث، کاشف حقایق است. «فترکه صلداً»

6-   ریاکار نه تنها از پاداش آخرت محروم است، بلکه رشد روحى را نیز کسب نکرده است. «لا یقدرون على شیى‏ء»

7-   منّت‏گذار وریاکار، در مدار کفر ومورد تهدید قرار مى‏گیرد. «لایهدى القوم الکافرین» 

بی ایمانی ریاکار نسبت به خداوند

مراد از ایمان نداشتن ریاکار در انفاقش به خدا و روز جزا، ایمان نداشتن او به دعوت پروردگارى است که او را به انفاق مى ‏خواند و ثواب هایى جزیل و عظیم به وى وعده مى‏ دهد. {کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ، وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ}

 

« ادامه مطلب »

نویسنده پست: قرآن پژوه

معرفی وبلاگ
آرشیو مطالب